دره توبه همیشه بازه
به نام خدایی که در این نزدیکیست...
سلام به همه دوستای گلم. امروز به یه دلیل خاص و پس از مدتی مشغله های تموم نشدنی زندگی اومدم یه سر به خونه خودم بزنم!
باد سرد زمستون قبل از این که بیاد انگار اول اومده تو وبلاگای ما سرک کشیده! البته فصل امتحانات بی تاثیر در نیومدن همسفرامون نیست. سرگذشتی تامل برانگیز از یه همسفر باعث شده که این پست وبلاگو به کلام امیدوار این همسفرمون اختصاص بدم.
برای این همسفر و همه همسفرای عزیزم آرزوی قلبی و وجودی عاری از گناه و شوقی به سمت خدا رو آرزو مندم
سلام
چندوقته دارم سایتهای خ و دا رض ایی و وبلاگ هایی دراین مورد را دنبال میکنم و میخونم.وبلاگ ها که همه یه درد دارند اما از دست بعضی از سایت ها و وبلاگها گله دارم.
من هیچ وقت بادنیای مجازی ارتباط نداشتم اما دیگه نتونستم طاقت بیارم وقتی مطالبشون رو میخوندم.من یه دخترم.یه دختر 21ساله. خ و د ارض ای می کردم اما مث خیلی از بچه ها نمی دونستم دارم چه کاری انجام میدم.دوران راهنمایی بودم دقیق یادم نیست کلاس چندم.یه روز رفتم خونه یکی از فامیلامون و دخترشون اون کارو انجام میداد نمیدونستم داره چکارمیکنه ومشغول چه کاری هستش امابه منم یاد داد و گفت اگه دوست داری انجام بده.من زیاد بهش توجه نکردم اما موند و صحنه ای که هنوز تو ذهنمه.تفریحی شروع کردم.اوایل خیلی تفریحی بود و بعد حدود2سال خیلی درگیرش شدم.این در حالی بود که من هنوز نمی دونستم دارم چکارمیکنم و چه ضرری داره و چه گناهی.ارتباط خوب و خاصی با خداجون داشتم.خیلی خوب.عاشق ماه رمضان بودم و روزه ها و نمازها.بعداز اون کار یه احساس عذاب وجدان داشتم احساس می کردم خداجونم از کارم راضی نیست اما تو یکی از کلاس هام شنیده بودم که بعداز انجام یک گناه صغیره و کوچک انجام دادن یه ثواب کوچک میتونه اون گناهو پاک کنه و من بلافاصله بعدازانجام اون کار وضو میگرفتم و نماز و قران می خوندم.اره من نمی دونستم که بعدش باید غسل بزنم و شاید من تنها کسی نبودم که از این موضوع خبر نداشتم.
من اون کارو انجام میدادم بدون یک عکس بدون یک فیلم و کلیپ س... وبدون اطلاع و اطلاعات.چون فیلم و عکس ندیده بودم ذهنم پاک بود.کلاس دوم دبیرستان ترک کردم ترک کردنم اونقدر با عذاب همراه نبود شاید 2باری ترکمو شکستم ولی ترک کردم.گفتم که ذهنم پاک بود درمورد مسائل جنسی چیزی نمی دونستم حتی فرق دختر با زن!!! .شاید تعجب کنید کسی که اون کارو انجام میده مگه میشه ذهنش به طرف فیلم و عکس نره اره میشه چون من یه دختر روستایی بودم که روستامون الان تبدیل به یه شهر تقریبا بزرگ شده.اون موقع ها اینترنت نبود یعنی بود ولی تو خونه ما خبر از کامپیوتر و اینترنت نبود و حتی دستگاه vcd هم نبود.زندگی من خلاصه شده بود تو خانواده و مدرسه و ارتباط قشنگم با خداجونم.دختر پاکی بودم راستش به پاک بودن خودم افتخار می کردم.دختر محبوب خانواده و فامیل.بعداز ترکم یه1سالی انجامش ندادم راستش اصلا تو فکرش نمی رفتم نمی خوام بگم که وسوسه نمی شدم میشدم اما کنترلش می کردم.از تنهایی متنفر بودم.بعداز1سال دقیق یادم نیست که چی شد و چه اتفاقی افتاد که دوباره شروع کردم اما این دفعه خیلی تفریحی و با شدت خیلی کمتر.میدونین بچه ها وقتی یه2 هفته ای انجامش نمیدادم هفته سوم یه چیزی میومد و بهم میگفت چند وقته انجامش ندادی انجام دادنش ضرر نداره منم زیاد سخت نمی گرفتم.حلا فکر کنین اون موقع می خواستم امتحان کنکور بدم نمی دونستم اون کار چیه.کنکور قبول نشدم اومدم دانشگاه ازاد.اون موقع ها خیلی تفریحی انجام میدادم شاید ماهی یک بار هم نمیشد.یه چیزی یه احساسی منو از کنجکاوی تو مسائل جنسی منع میکرد نمیذاشت برم طرفش.اون موقع ها یک سالی میشد که به یه پسرفکر میکردم الته خودش خبر نداشت رفیق داداشم بود.راستش بعداز چندوقت یه نیرویی کمک کرد و من ازش خواستگاری کردم اره دختر ساده روستایی رفت به خواستگاری پسرمورد علاقه اش.جواب مثبت گرفتم.نمی دونم چی بگم اما قصه ازدواجم عجیب بود با کلی مشکلات و امتحاناتی که خداجونم سرراهمون قرار میداد.یه شب نامزدم با صداقت کامل جلوم نشست و گفت من خودارضایی داشتم.برام توضیح داد.فهمیدم تو این چندسال چکار میکردم منم قانون صداقت متقابل رو انجام دادم و قصه زندگی گذشته و عادتم رو براش توضیح دادم اما لحظه سخت و دردناک موقعی بود که فهمیدم گناه کبیره هستش و بعد انجامش باید غسل زد.نمیدونم کسی از شما حال منو تواون لحظه درک میکنه یا نه اما من فقط گریه کردم و گریه گریه و نامزدم با تعجب و حیرت بهم نگاه میکرد.خیلی تعجب کرد که من از اون عادت هیچ اطلاعی نداشتم اما من بعدش بایه احساس عذاب وجدان روبه رو شدم نامزدم خیلی کمکم کرد و تحقیق کرد و گفت چون هیچی درموردش نمی دونستی توبه کن و با خیال راحت به زندگیت برس که خداوند توبه پذیره.فکرشو بکنین من با اون رابطه ای که با خداجونم داشتم حالا به چه حال و روزی افتاده بودم. وقتی فهمیدم که خیلی از نمازهایی که با عشق می خوندم تو چه حالتی بودم یه احساس خیلی بدی بهم دست داد.پیش خداوند شرمنده شدم خجالت میکشیدم جلوش بایستم نماز بخونم و دعا کنم و حتی از توبه کردن هم شرم داشتم.یواش یواش با کمک نامزدم از اون بحران عبور کردم و بعداز توبه چقدر دلم اروم شد دلم روشن شد.حالا میدونم چیزی که منو از دیدن فیلم و عکس های تحریک کننده منع میکردو باعث شد ذهنم پاک بمونه فقط ارتباط عمیقم با خداجون بود فقط.
حالا میخوام گله هامه بکنم.. وقتی تو سایت های خ و د ا رض ایی جستجو میکنی همه نوشتن خودارضایی یک گناه کبیره است و خداوند افرادی را که این کارو رنجام میدهند لعنت کرده و چند سخن از امام صادق و امامان دیگه و چند حدیث از پیامبر و حتی ایه قران نوشتن و جلوش نوشتن گناه کبیره.هر کسی مطلب این سایت هارو بخونه از زندگی نا امید میشه.چرا اونهایی که این ایه قران اوردن که خداوند فرموده هر کسی که شهوت خود را به غیراز روش طبیعی یعنی با زن و کنیزش بیرون بیاورد از تجاوزکاران است چرا این افراد بعد از این ایه ایه هایی که درموردتوبه هستش را نمی نویسند؟ مگه خداوند تو خیلی از ایه های قران نگفته که هر گناهی بخشیده میشه وقتی خداوند تو قرانش مینویسه که هرگناهی بخشیده میشه حتی شرک یعنی بزرگترین گناه انسان.چرا؟یعنی با حرفای اونا من که چندسال بدون اطلاع اون کارو انجام میدادم الان یه بنده گناهکار هستم که خداوند دوسم نداره.و یاحتی یه نفری که با اطلاع انجام میداده و برای ترکش خیلی سختی کشیده ولی مثل یه بیماری تو وجودش رفته فرصت توبه ندارند.
این افراد هم فرصت توبه دارن.کار این افراد هم از نظر خداوند قابل بخشش است.دوستان عزیزم میخوام بگم در توبه خداوند همیشه به روی بنده هاش بازه کافیه که پشیمانی و توبه هامون باتمام وجود و از ته قلبمون باشه.خداروشکر من 8 ماه قبل از نامزدیم ترک کردم و همیشه به درگاه خداوندسبحان و بخشنده شاکر و سپاس گذار هستم.

ترک خودارضایی: