من یک عمر به خدا دروغ گفتم

من یک عمر به خدا دروغ گفتم و خدا هیچ گاه به خاطر دروغ هایم مرا تنبیه نکرد. می توانست، اما رسوایم نساخت و مرا مورد قضاوت قرار نداد. هر آن چه گفتم باور کرد و هر بهانه ای آوردم پذیرفت. هر چه خواستم عطا کرد و هرگاه خواندمش حاضر شد.
اما من! هرگز حرف خدا را باور نکردم، وعده هایش را شنیدم اما نپذیرفتم. چشم هایم را بستم تا خدا را نبینم و گوش هایم را نیز، تا صدای خدا را نشنوم. من از خدا گریختم بی خبر از آن که خدا با من و در من بود.
می خواستم کاخ آرزوهایم را آن طور که دلم می خواهد بسازم نه آن گونه که خدا می خواهد. به همین دلیل اغلب ساخته هایم ویران شد و زیر خروارها آوار بلا و مصیبت ماندم. من زیر ویرانه های زندگی دست و پا زدم و از همه کس کمک خواستم. اما هیچ کس فریادم را نشنید و هیچ کس یاریم نکرد. دانستم که نابودی ام حتمی است. با شرمندگی فریاد زدم خدایا اگر مرا نجات دهی، اگر ویرانه های زندگی ام را آباد کنی با تو پیمان می بندم هر چه بگویی همان را انجام دهم. خدایا! نجاتم بده که تمام استخوان هایم زیر آوار بلا شکست. در آن زمان خدا تنها کسی بود که حرف هایم را باور کرد و مرا پذیرفت. نمی دانم چگونه اما در کمترین مدت خدا نجاتم داد. از زیر آوار زندگی بیرون آمدم و دوباره احساس آرامش کردم.

گفتم: خدای عزیز بگو چه کنم تا محبت تو را جبران نمایم ؟

خدا گفت: هیچ، فقط عشقم را بپذیر و مرا باور کن و بدان در همه حال در کنار تو هستم.

گفتم: خدایا عشقت را پذیرفتم و از این لحظه عاشقت هستم.

سپس بی آنکه نظر خدا را بپرسم به ساختن کاخ رویایی زندگی ام ادامه دادم. اوایل کار هر آنچه را لازم داشتم از خدا درخواست می کردم و خدا فوری برایم مهیا می کرد. از درون خوشحال نبودم. نمی شد هم عاشق خدا شوم و هم به او بی توجه باشم. از طرفی نمی خواستم در ساختن کاخ آرزوهای زندگی ام از خدا نظر بخواهم زیرا سلیقه خدا را نمی پسندیدم. با خود گفتم اگر من پشت به خدا کار کنم و از او چیزی در خواست نکنم بالاخره او هم مرا ترک می کند و من از زحمت عشق و عاشقی به خدا راحت می شوم. پشتم را به خدا کردم و به کارم ادامه دادم تا این که وجودش را کاملاً فراموش کردم. در حین کار اگر چیزی لازم داشتم از رهگذرانی که از کنارم رد می شدند درخواست کمک می کردم. عده ای که خدا را می دیدند با تعجب به من و به خدا که پشت سرم آماده کمک ایستاده بود نگاه می کردند و سری به نشانه تاسف تکان داده و می گذشتند. اما عده ای دیگر که جز سنگهای طلایی قصرم چیزی نمی دیدند به کمکم آمدند تا آنها نیز بهره ای ببرند. در پایان کار همان ها که به کمکم آمده بودند از پشت خنجری زهرآلود بر قلب زندگی ام فرو کردند. همه اندوخته هایم را یک شبه به غارت بردند و من ناتوان و زخمی بر زمین افتادم و فرار آنها را تماشا کردم. آنها به سرعت از من گریختند همان طور که من از خدا گریختم. هر چه فریاد زدم صدایم را نشنیدند همان طور که من صدای خدا را نشنیدم. من که از همه جا ناامید شده بودم باز خدا را صدا زدم. قبل از آنکه بخوانمش کنار من حاضر بود.

گفتم: خدایا! دیدی چگونه مرا غارت کردند و گریختند. انتقام مرا از آنها بگیر و کمکم کن که برخیزم.

خدا گفت: تو خود آنها را به زندگی ات فرا خواندی. از کسانی کمک خواستی که محتاج تر از هر کسی به کمک بودند.

گفتم: مرا ببخش. من تو را فراموش کردم و به غیر تو روی آوردم و سزاوار این تنبیه هستم. اینک با تو پیمان می بندم که اگر دستم را بگیری و بلندم کنی هر چه گویی همان کنم. دیگر تو را فراموش نخواهم کرد. خدا تنها کسی بود که حرف ها و سوگندهایم را باور کرد. نمی دانم چگونه اما متوجه شدم که دوباره می توانم روی پای خود بایستم و به زودی خدای مهربان نشانم داد که چگونه آن دشمنان گریخته مرا، تنبیه کرد.

گفتم: خدا جان بگو چگونه محبت تو را جبران کنم. 

خدا گفت: هیچ، فقط عشقم را بپذیر و مرا باور کن و بدان بی آنکه مرا بخوانی همیشه در کنار تو هستم.

گفتم: چرا اصرار داری تو را باور کنم و عشقت را بپذیرم.
گفت: اگر مرا باور کنی خودت را باور می کنی و اگر عشقم را بپذیری وجودت آکنده از عشق می شود. آن وقت به آن لذت عظیمی که در جست و جوی آنی می رسی و دیگر نیازی نیست خود را برای ساختن کاخ رویایی به زحمت بیندازی. چیزی نیست که تو نیازمند آن باشی زیرا تو و من یکی می شویم. بدان که من عشق مطلق، آرامش مطلق و نور مطلق هستم و از هر چیزی بی نیازم. اگر عشقم را بپذیری می شوی نور، آرامش و بی نیاز از هر چیز.

هم نفس تازه نفس

هم نفس تازه نفس:

سلام به جویندگان سعادت.

خوشحال می شم هر شب که نظرات وبلاگ رو چک میکنم یه هم نفس تازه نفس به جمع ما اضافه شده و می خواد با تکیه بر اراده خودش و با توکل بر صاحب اراده ها این کار ناپسند رو " برای همیشه" کنار بزاره و بجاش عادت های پسندیده رو جایگزین بکنه. امروز هم یه هم نفس جدید داریم که وبلاگشبرای من یه هیجان خاصی داشت.پرشور و حرارت بود و امیدوار. برای این هم نفس جدیدمون آرزوی " ثبات قدم" و رهایی و دستگیری مشتاقان رهایی رو می کنم.

 

۞۞۞ استمنا دیگه چیست؟ ۞۞۞
۞ بزرگترین مرجع جوانان پاک و عشقی ایران زمین در ترک خودارضایی ۞

http://zendegizibahast.blogfa.com/

 

معرفی دو هم نفس

سلام به همه دوستان و راهیان راه پاک ترک و سلام ویژه به دو همسفر جدیدمون. ورود این دو همسفر رو تبریک میگم و براشون پاک شدن و پاک ماندن رو آرزو می کنم.

 

http://arama.blogfa.com/    هم نفس با ندا و نگین

 

http://farzandeariya.blogfa.com/     هم نفس با پژمان

 

در ضمن دوره جدید ترک تو وبلاگ آقا پژمان شروع شده.چله تا همیشه...

جواب به دوست عزیزم

 

جواب به.......... kooochooloo

خوشحال شدم که ندای وجدان بیدارت رو شنیدی و به صدای ناله شیطان تو وجودت بی اهمیت شدی و این خودش سرآغاز یه موفقیت هستش .من هر کاری ازم بربیاد کوتاهی نمی کنم و اینو میگم که اگه ترک کردن کار محال ونشدنی بود من ترک نمی کردم. حالا که کاری شدنی هستش تو هم می تونی. قدم به قدم باهات میام و بهت کمک می کنم تا ترک برای همیشه.

آدرس ایمیلتو برام بفرست.

سرزنده و سلامت باشی.

منتظرتم...

آرامش

سلام

سلامي گرم به گرماي خورشيد تابستان جنوب به همه دوستان و همراهان و هم قدمان صميمي وعزيزم.اميدوارم اكنون كه اين مطلب رو مي خونين سرشار از حس آرامش باشين كه از دريچه اون آرامش زندگي رو زيباتر ببينين. چند صباحي پيش گمشده اي داشتم كه هر چه مي جستم نمي يافتم.هر بار كه دستان خود را به گناه الوده مي كردم احساس مي كردم از گمشده ام دورتر شده ام و گاهي انقدر دور مي شدم كه بايد در دوردست ها جستوجويش مي كردم. اكنون كه اين سطرها را مي نگارم گمشده ام (آرامشم)را يافته ام و انقدر محكم در اغوشش گرفته ام كه جزئي از وجودم شده است و از اون عادت فقط خاطره اي در ذهنم و يادگار تلخي در زندگي ام به جا مانده است.در اين راه اوج وسقوط را با هم تجربه كردم و كوله بار تجربه زندگي ام از سختي ها و تجربه ها سنگين شده است و مي دانم زماني اين كوله بار زندگي ام سودمند خواهد بود كه دست كساني كه در مردابش افتاده اند را بگيرم و از اين عادت زندگي سوز برهانم.گهگاهي كه ياد گذشته مي افتم دلم به حال گذشته خودم مي سوزد.گذشته اي كه در آن يك هفته ارامش ارزويم شده بود.ارزوي اينكه يك هفته دستانم را به گناه الوده نكنم وشبها كه چشمانم را به روي هم مي گذارم صداي شلاق وجدانم را نشنوم.اكنون كه دستانم را براي نوشتن به روي صفحه برده ام در قلبم ارامش عميق لطيف و لذت بخشي را احساس مي كنم وخوشحالم اين دست ها كه چند صباحي قبل از درد مي نوشتند از ترك مي نويسند و اين ارامش وخوشحالي را پاداش ترك مي دانم.يادم مياد وقتي در كوران و تلاطم اون عادت بودم چشمانم را به سقف مي دوختم و در دل آهسته آهسته با خود حرف مي زدم كه آيا مي شود روزي رها از اين عادت زندگي كنم؟ و ميگفتم روزي كه به اين مهم ها دست يافتم با تمام وجودم سعي در ترك دوستان و همراهان و همسفرانم ميكنم.از موقعي كه پا در مسير نور و پاكي گذاشته ام و از ظلمت و ناپاكي دور شده ام تمام سعي ام را براي كمك به همسفرانم كرده ام و از كمك كردن به دوستانم در اين راه احساس خوب و آرام بخشي را تجربه مي كنم.هميشه دست كساني را براي كمك و همراهي ميگرفتم كه دستان خود را بلند كرده باشند و به قول معروف اولين مرحله دريافت كردن درخو است كردن است و چه زيباتر است موقعي كه دستان خودرا به آسمان بلند مي كنيم و از صاحب دست طلب دست گيري ميكنيم.از همه شما همسفران و همراهان و دوستانم نهايت سپاس و تشكر را دارم كه از هر كدامتان نكته اي را براي رهايي آموختم و مانند كليدي بوديد براي قفل هاي بسته زندگي ام.اين روزها هر روز به خانه قديمي وصميمي ام سر مي زنم و ازنظرات و همراهي هاي شما دوستان جويا مي شوم  و اميدوارم انتهاي اين جاده براي همه همسفران : پايان يك اغاز تلخ و اغاز يك شروع شيرين باشد  

جواب

جواب به دوست عزیزم " رها شده از جهنم"

 از این که به این وبلاگ اومدین ازتون ممنونم و از این که دیر جواب میدم عذر میخوام. خوشحال شدم نوشته بودین ۳ روز هستش پاک هستین و مزه زندگی بدون زندان رو تجربه میکنین. من خودم تجربشو داشتم و مزش رو چشیدم و باهاش خیلی آشنام.قبل از هر چیز ازتون میخوام یه نام و نشانی از خودتون بزارین. لا اقل یه ایمیل تا بتونیم بیشتر با هم در ارتباط باشیم.مطمئن باشین اگه اراده کردین برای ترک و قدم اول رو برداشتین اومدنتون به این وبلاگ یه نقطه روشن هستش برای ترک همیشگی این عادت شوم. اینو بهت قول میدم.

ایمیل من:a30re63@yahoo.com

چشم به راهتون هستم...

از رها شده به همه دوستان

سلام

سلام به همه دوستان بهتر از جانم.

امیدوارم حال همه دوستانم خوب باشه.

از رها شده قدیم به همه دوستان دلسوزان و همسفران:

یه پست از طرف من بذار تو وبلاگت بنویس رها شده ی قدیم (آخه یه رها شده جدید دارین) به همتون سلام میرسونه.دلش برای فضول خان،وهاب،ویگورا،بهار خزان زده،رها ، سینا وخیلی از دوستای قدیم که اسمشون یادم نیست تنگ شده. خیلی دلم می خواد همت کنم و استارت یه وبلاگ جدید و بزنم و دوباره با کمک همدیگه همه بچه هارو دور هم جمع کنیم.

سلام

سلام به همه عزیزانم.امروز بعد از مدت هاوقت شد یه سر به پیوند های وبلاگم بزنم و یه سر به دوستانم.دوستانی که دیرزمانی از همه حال و احوال همدیگه مطلع بودیم اما فاصله ها باعث بی خبری ها شد. داشتم لینک دوستانو نگاه میکردم خیلیاوبلاگشونو حذف کرده بودن و خیلیا هم فیلتر. راستش دلم برا روزایی که همه بهم سر میزدیم و از حال هم باخبر بودیم تنگ شده. روزایی که همه برای هم دلسوزی میکردیم و کسی که دستش رها میشد دست هایی به طرفش دراز میشد.

خدارو شکر ترک کردم و آرامشی رو دارم تجربه میکنم که سالها به دنبالش بودم ولی خوشبختی و ترک در کنار ترک و شادی دیگران معنی واقعی خودشو نشون میده.

جا داره یادی بکنم از دوستانی که همصدا بودیم والان به هر دلیلی وبلاگشونو حذف کردن

ترک با........اسیر 7 ساله

ترک با..........گلشن

ترک با..........رها از بند

ترک با........ وبگورا

ترک با........سروش

ترک با........ مرگ خاموش

ترک با.........سارا

ترک با........  فاضل

ترك با........ ليدن فراست

ترك با........ استوار اسفند

ترك با........مرداهنگر

به نوبه خودم یاد همه دوستان رو گرامی میدارم و امیدوارم روزبه روز به سمت جاده نور حرکت کنن.

سلام

نوشتنی پس از نشستن...

سلام به همه دوستان خیلی عزیزم که در نبود من بودند و در ننوشتن من نوشتند.دوستانی که به فکرم بودند. از همه و همه تشکر میکنم.نه تشکر کمه.خیییییییییییلی متشکرم.

گاهی وقتا چیزای ناخواسته تو زندگی آدما پیش میاد که وقتی میشینی خوب فکر میکنی هیچ اسمی غیر از تقدیر نمیشه روش گذاشت. منم به نوبه ای تقدیر خداوند شامل حالم شد و مدتی ناچارن از دوستای عزیزم فاصله گرفتم.دوستایی که همیشه من جزیی از فکر کردنشون هستم و همیشه به یادم بودن و هستن.

دوستای خیلی عزیزم از همتون کمال تشکر رو دارم.

تقدیم به همه دوستان عزیزم

خدا...

خدا مي داند که چقدر سخت تلاش کرده اي وقتي سخت گريسته اي و قلبت مملو از دردست خدااشک هايت را شمرده است وقتي احساس مي کني که زندگيت ساکن است و زمان در گذر است خدا انتظارت رامي کشد وقتي هيچ اتفاقي نمي افتد و تو گيج و نا اميدي خدابرايت جوابي دارد اگر نا گاه ديدگاه روشني را در مقابلت آشکار سازد و اگر بارقه ي اميد در دلت جرقه زد خدا در گوشت نجوا کرده است وقتي اوضاع رو به راه مي شود و تو چيزي براي شکر کردن داري خدا تو را بخشيده است وقتي اتفاقات شيرين و دلچسبي رخ داده است و سرا سر وجودت لبريز از شادي گشته است خدا به تو لبخند زده است به ياد داشته باش هر جا که هستي و با هر احساسي خدا مي داند

پل

سلام به همه همسفران عزیزم.

همه ما اینجا همسفریم و هدف مشترکی داریم.هدف ما رسیدن به یک مقصد هستش مقصدی که با رسیدن به اون در واقع جهت جدیدی رو برای خودمون تو زندگی ایجاد میکنیم.مقصد ما رهایی هستش.رهایی از چیزهایی که قلبا آنها رو دوس نداریم اما خودمون رو راضی کرده ایم که حضور داشته باشن و همین راضی کردن پای ما رو بند کرده و روح ما رو تسخیر.درواقع کل زندگی مبارزه برای رسیدن به اهداف هستش و هر اندازه هدفمون برای ما مهمتر باشه ما حاظر به دادن بهای بیشتری برای هدف و مقاومت بیشتری برای رسیدن در راه رسیدن به این هدف هستیم .هدف ما در اینجا دور شدن از ناخواسته ها و رسیدن به خواسته ها هستش.خواسته هایی که مدت هاست شوق رسیدن به اون رو تو وجودمون داریم.من اسم این وبلاگ رو گذاشتم پل! برای من این وبلاگ پلی بوده و هست بین دنیای تاریک قبل از شروع ودنیای پرنور پیش رو.هم اکنون از دنیای تاریک فاصله گرفته ام اما کاملا خودم رو جزء دنیای پرنور نمی دانم.اما نسیم خوش اون رو دارم با تمام وجودم احساس میکنم. تو این مسیر بعضی مواقع سرعت میگرفتم وشوق وصف ناپذیری برای رفتن به اون سمت پل داشتم و بعضی وقتا لنگ لنگان ادامه میدادم و لی می رفتم و ساکن نبودم.وهر موقع لنگ لنگان به راهم ادامه میدادم یاد این جمله می افتادم که "ان که می لنگد یعنی هنوز راه می رود"تو این مسیر تجرب های گرانبهایی از همه شما دوستان ارزشمندم کسب کردم.تجربه هایی که من تو این دنیای پرفراز و نشیب کسب کردم در دنیای خارج از ترک نیزباعث هموارتر شدن مسیر زندگی ام شد.زندگی که تا قبل از اقدام برای ترک شبیه یه خواب عمیق بود.از همه شما همسفران که با بودن و حضورتان باعث تغییر نگرش من نسبت به خودم و زندگی ام شدین صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم.تک تک شما دوستان مانند کلید هایی بودین برای قفل های مدتها بسته زندگی ام.اکنون که این مطلب رو مینویسم بوی خوش دنیای نور تمام وجودم رو سیقل داده اند و احساس پالایش شدن دارم.و احساس خوبی نسبت به اول خودم و بعد پیرامونم دارم.

من دنیای ترک رو یه دنیای کاملا متفاوت از دنیاهایی دیگه ای که تو این دنیا وجود دارن میدونم.تو دنیای ترک کسی به خاطر این که به هدفش برسه نمیاد اهداف و احساسات دیگران رو زیر پابزاره تا ازاونا برا خودش پله ای درست کنه تا به هدف های خودش برسه.تو دنیای ترک هدف هر کس رسیدن خودش و همسفراش به هدفهاش هستش.تو این دنیا اگه پرنده اسیری از قفس آزاد شدحس خوشحالی و رهایی وجود همه پرندگان چشم به پرواز دوخته رو فرا میگیره و بوی خوش پرواز مشام همه مشتاقان رو نوازش میده.اینجا همه از خوشحالی هم خوشحال و از ناراحتی هم ناراحت میشن.و همین صمیمیت و حمایت حلقه گمشده دنیاهای اطراف ما هستش.

به امید رهایی همه پرندگان چشم به پرواز دوخته

سه پرنده مشتاق

سلام به همه مسافران و همسفران و دلسوزان این راه پرپیچ و خم اما مطمئن.سه پرنده دیگه به جمع

مشتاقان پرواز پیوستن که اینجا از طرف خودم و همه سبک بالان بهشون تبریک میگم.

http://tarkmikonam.mihanblog.com/

 

http://www.kanontark1.blogfa.com/

 

http://a30re7sale.blogfa.com/

تکه شعری تقدیم به همسفران جدید:

اهل اينجا نيستم پيچك روياي رفته در ميان روح خسته جان دوباره مي گيرد نه ، اهل اينجا نيستم بايد زجا برخيزم مي توانم ، مي توانم بايد اكنون از اين چاه عميق به سلامت برون آيم و يك بار دگر با شوق سوي رويا قدمي بردارم دست بر زانو زده و از خدايم مدد مي جويم نور بودن جريان افتاده آري ، هستم آري ، هستم زائري در پي رويا هستم

سلام

سلام

سلام به همه دوستان خودم

دوستان و همسفرای گلم.

بابت غیبت طولانی مدت منو ببخشین.دیروز رفتم سروقت وبلاگا باد سرد و بی روحی از وبلاگا به صورتم خورد خیلیها حذف کرده بودن و خیلی ها مث خودم رهاش کرده بودن.تو این مدت خیلی اذیت میشدم که نمی تونم بیام اما دسترسی نداشتن به نت یکی از عوامی نیومدنم بود وتغییر کردن شرایط زندگی عامل بعدی.دلم برا همه بچه ها تنگ شده بود.البته با بعضی هاشون در ارتباط بودم.

اینجا یه چیزه اما این یه چیز خیلی چیزا رو بهم داد.خیلی چیزی رو بهم یاد داد.و دوستانی پیدا کردم که هر کدومشون دریچه ای جدید به روی زندگی برای من بودن و هستن.

 

1 سال گذشت

سلام به همه دوستان و همسفران عزیزم

این ماه مبارک رو به همه شما(هر چند دیر) تبریک میگم

۱ سال از شروع وبلاگ و ترک من گذشت.........

خیلی زود میام.

فعلا

خوش آمدگويي

سلام به همه دوستان همسفران و همراهان گرامي

امروز نظر يه دوست و همسفر جديدي رو ديدم كه منو به ياد يك سال پيش خودم انداخت.يك سال پيش همين روزا بود كه تصميم به وبلاگ زدن و ترك كردن گرفتم و با خوندن نظر اين دوستمون ياد اون خاطرات افتادم .روزايي كه اشتياق وصف ناشدني براي ترك داشتم و انگار بهم الهام شده بود كه كم كم ميخواد يه اتفاقي بيوفته كه سالها منتظرش بودم.

خدمت اين دوست عزيز و مسافر رمضان خير مقدم و خوش آمد ميگم و با آغوش باز حضور ايشان در جمعمان را پذيرا ميشم.هميشه يك تصميم يك تغيير رو به همراه داره و يك تغيير يك زندگي جديد.به جمع ما خوش آمديد.با تمام توان و تجربه در خدمت شما هستيم و اگه ميدان رو خالي نكنين و به اين جمله ايمان بيارين كه" سرانجام ماندن در ميدان پيروزيست" مطمئنم زندگيي در انتظارتونه كه سالها براش انتظار مي كشدين.

http://a30rekhod.blogfa.com

اين شعر زيبا رو تقديم ميكنم و همسفر جديد و عزيزمون:

بازکن بال و پرت را ای پرنده
ترس پرواز تو را می فهمم
راز چشمان پریشان تو را می دانم
جرأتی داشته باش، تا افق راهی نیست
تپش قلب تو را می شنوم
شعر پرواز تو را می خوانم
باز کن بال و پرت را و به فردا بنگر
من از امروز رهایی تو را میبینم

 

خدا

گفتم.....

گفت.....

گفتم : خداي من ، دقايقي بود در زندگانيم که ھوس مي کردم سر سنگينم راکه پر از دغدغھ ي ديروز بود و ھراس فردا ،بر شانه ھاي صبورت بگذارم و آرام برايت بگويم و بگريم ، در آن لحظات شانه ھاي تو کجا بود ؟

گفت: عزيز تر از ھر چه ھست ، تو نه تنھا در آن لحظات دلتنگي که در تمام لحظات بودنت بر من تکيه کرده بودي ، من آني خود را از تو دريغ نکرده ام که تو اينگونه ھستي .من ھمچون عاشقي که به معشوق خويش مي نگرد ، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم .گفتم : پس چرا راضي شدي من براي آن ھمه دلتنگي ، اينگونه زار بگريم ؟

گفت : عزيزتر از ھر چه ھست ، اشک تنھا قطره اي است که قبل از آنکه فرود آيد عروج مي کند ،اشکھايت به من رسيد  و من يکي يکي بر زنگارھاي روحت ر يختم تا باز ھم از جنس نور باشي و از حوالي آسمان ، چرا که تنھا اينگونه مي شود تا ھميشه شاد بود .

گفتم : آخر آن چه سنگ بزرگي بود که بر سر راھم گذاشته بودي ؟

گفت : بارھا صدايت کردم ، آرام گفتم از اين راه نرو که به جايي نمي رسي ، تو ھرگز گوش نکردي و آن سنگ بزرگ فرياد بلند من بود ،که عزيز از ھر چه ھست از اين راه نرو که به ناکجاآباد ھم نخواھي رسيد

گفتم : پس چرا آن ھمه درد در دلم انباشتي ؟

گفت : روزيت دادم تا صدايم کني ، چيزي نگفتي ، پناھت دادم تا صدايم کني ، چيزي نگفتي ،بارھا گل برايت فرستادم ، کلامي نگفتي ، مي خواستم برايم بگويي .آخر تو بنده ي من بودي چاره اي نبود جز نزول درد  که تو تنھا اينگونه شد که صدايم کردي .

گفتم : پس چرا ھمان بار اول که صدايت کردم درد را از دلم نراندي ؟

گفت : اول بار که گفتي خدا آنچنان به شوق آمدم که حيفم آمد بار دگر خداي تو را نشنوم ، تو باز گفتي خدا و من مشتاق تر براي شنيدن خدايي ديگر ، من اگر مي دانستم تو بعد از علاج درد ھم بر خدا گفتن اصرار مي کني ھمان بار اول شفايت مي دادم .

گفتم :مھربانترين خدا ، دوست دارمت ...

گفت : عزيز تر از ھر چه ھست من دوست تر دارمت ...


امروز چه کسی هستیم؟پیامدهای انتخاب دیروز ماست.

فردا چه کسی خواهیم بود؟ به انتخاب امروزمان بستگی دارد.

سلام به همه همسفران.دوستان و دلسوزان این راه پرامید.

از این که دیر به دیر به این کلبه صمیمی میام از همه شما عذر خواهی میکنم و بعد از عذر خواهی از همه شما باصفایان از این که به این کلبه سر میزنین و نمی زارین چراغ این کلبه خاموش بشه تشکر میکنم. این روزا مشغله های کاریم فوق العاده زیاد شده و این مشغله ها فرصت با دوستان بودم رو ازم گرقته.

دوستان ما برای ماندن به اینجا نیامده ایم بلکه برای رسیدن آمده ایم.من هنوز نرسیده ام اما راه درست رسیدن را پیدا کرده ام.در این مسیر دوستانی جلوی من بودن و چراغ راه و دوستانی در کنارم.

مردی از جنس اراده.......

یکی از دوستانی که همیشه حضورش رو در کنارم احساس میکردم و میکنم دوست دوست داشتنیم " وهاب جان " هستش.من لحظه لحظه بودن رو با اون تجربه کردم.ما مدتی هستش که در کنار هم حرکت میکنیم هر موقع من میلنگم اون عصای من میشه و هر موقع اون من عصای اون.من ایشون رو مردی از جنس اراده میدونم.چون قدرت اراده بارزترین قدرت در خلاص شدن ایشون از این عادت بوده.سنخیت های اخلاقی و روحی که ما باهم داریم باعث شده در این مسیر راه هموارتری داشته باشیم.

من همیشه از اراده ایشون برای ترک اراده میگیرم از اعتماد به نفس ایشون اعتماد به نفس و از احساسات ایشون حس زندگی .اراده ایشون در ترک این عادت برای من الگوی پیش رونده ای هست که رسیدن را برای من میسر تر کرده است.

وهاب جان خیلی دوست دارم و امیوارم تا فتح کامل قله پیروزی همراه هم باشیم.

 

http://www.tarkeestemna.blogfa.com/

آقا مسعود:

سلام

منم می خوام از امروز آروم شروع کنم و دوران جدیدی از زندگیم رو رقم بزنم. دورانی که دیگه توش شرمندگی از گذشته نباشه.

می خوام با شما همراه بشم و به شما گزارش بدم ... سابقه 9 سال
.

خدمت شما همسفر عزیزم تشکرمیکنم که به این کلبه قدم گذاشتین.باعث خوشحالی ماست که با شما همراه بشیم.اینجا دنیایی هستش که فقط کسانی که تو این دنیا زندگی میکنن از حال هم با خبر هستن.اینجا کسی کسی رو تنها نمی زاره و دست به دست هم این مسیر رو طی میکنیم.کافیه شما باشی و میدون رو خالی نکنی.

اگه براتون امکان داشت یه ایمیل از خودتون تو نظر خصوصی برام بزارین.متظرتونم.


آقا نوید:

سلام علیکم به همه دوستان وبه اسیر رها شده.بابا یه با مرامی بیاد دست مارو هم بگیره.امروز 17روز ازادم .2روزی هست که داره بهم فشار میاد.نمی خواهم برگردم اول راه.کمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممک. نمی دونین چه قدر با حسرت این رکورداتون رو خوندم.اااااااااااااااااه.یعنی میشه منم واسه همیشه یادم بره همچین بدبختی هست.کمممممممممممممممممممممممممممممممممممممک.

سلام نوید جان.

جای خوبی اومدین.نه به این خاطر که وبلاگ منه .نه.  بلکه به این خاطر که اینجا همسفرایی هستن که به خاطر همسفراشون هر کاری که از دستشون بر بیاد انجام میدن.

۱۷ روز رو بهت تبریک میگم.نوید جان یادت نره اول باید قدم های کوچک برداشت تا به جهش های بزرگ رسید.

ایمیلتون رو برام بفرستین. منتظرتونم.


آقا محمود:

سلام

خسته نباشید

رهاییتون رو به شما وهمه رها کرده ها تبریک میگم.امیدوارم باراهنماییها وتجربیات ارزشمندتون منم به جمع

شما بپیوندم.24سالمه و9ساله به این بیماری مبتلا هستم.تا 14ماه هم تونستم ترک کنم ولی لعنت بر

شیطان....

سلام محمود جان.با آغوش باز پذيراي شما هستيم.با آماري كه از خودت دادي سنخيت هاي زيادي با هم داريم.مطمئنم اگه تصميم قاطعي بگيري تغيير اساسي تو زندگيت به وجود مياد.ماه رمضون نزديكه ما جمع بزرگي جمع شديم تا اين ماه رمضون پاياني بر همه اون تلخي ها باشه اگه هستي يه يا علي بگو با ما همراه شو. بهت قول ميديم تنهات نزاريم تا خودت ما رو تنها نزاري.

يه ايميل برات فرستادم. منتظر جوابتم


 

دريچه اميد

 پروازی به آسمان از دریچه امید ...

چندی پیش خبر رهایی داداش امید رو تو این وبلاگ خوندین و معمولا اونایی که از شر این عادت رها میشن آروم نمی نشینن و با اشتیاق فراوان سعی در رها کردن دیگر دوستان از این مرداب رو دارن.

 امیدجان هم از این همسفراست که به رها شدن خودشون اکتفا نکردن و براکمک به بقيه دوستان  دریچه ای رو برای پروازایجاد کردن.

از ایشون کمال تشکر رو داریم و آرزومند رهایی همه اسیران از اسارت نفس

http://parvazdobare.blogfa.com/

 

خیر مقدم به گلشن عزیز

معرفی یک همسفر

 

من ......... خدا را دارم

وبلاگی برای پرواز....

راهی به سوی آسمان....

خیر مقدم میگم به گلشن عزیز که با تصمیمی که گرفتن خواهان تغییری در زندگی خودشون شدن.

صمیمانه خدمت گلشن عزیز خیر مقدم میگم و اینو بدونن که اینجا کسی که خودشو از اون چاله بیرون کشید آروم نمی نشینه و اشتیاق فراوانی برای گرفتن دست همدردهاش داره و اونا رو هم با خودش بالا میکشه و اینجا این بچه هایی که دور هم جم شدن همگی این نیت پاک رو تو وجودشون دارن  اینجا اگه میدون رو خالی نکنی فقط بودنت باعث جلو رفتنت میشه اینجا اگه نخوای بری ما هلت میدیم.

بازم خوش اومدی.

گلشن

تبریک به اقا محمدعزیز

تبریک دلسوزان و همسفران به آقا محمد عزیز:

 

امید:

سلام و عرض ادب خدمت دوست جدیدمون آقا محمد عزیر
وقتی می بینم که هر روز یه نفر به جمع ما اضافه می شه و می خواد از این مرداب بیرون بیاد واقعا خوشحال میشم
محمد جان خوش امدی
از این که تصمیم گرفتی حال شیطون رو بکنی تو قوطی ممنونم
منم ترک رو تو همین وبلاگ شروع کردم
و امروز که 6/04/1388 هستش 65 روزه که تو ترکم و از به بعد هم با قدرت ادامه میدم.
اینو بدون که اگه یه کم از اراده ای که خدا بهت داده رو بکار بگیری
تو هم مثل ما می تونی بجای غرق شدن توی باتلاق استمنا توی اوج اسمون ها پرواز کنی
فقط باید خودت با تمام وجودت اینو بخوای چون:
خواستن توانستن است
و اینم بدون که ما تا رهایی کامل کنارتیم.
امید وارم موفق باشی


سامان:

محمد عزیز،
شروع پروازت رو بهت تبریک می گم و برات آرزوی سلامتی و موفقیت دارم


رها:

سلام اقا محمد من رها هستم
مدت یه سال بود که به این کار کثیف دچاربودم ولی الان خدا رو شکر ترک کردم
الان حدودا پنج شش ماهه که ترک کردم
اومدم به شما این رو بگم که همه ما اینجا در خدمت شما هستیم که شما هم بتونی ترک کنی
خوبی این سایت و سایتهای مشابه این هست که مسیر ترک رو هموار تر می کنه
چون کمک گرفتن از کسایی که این راهها رو رفتن و ترک کردن خیلی می تونه به شما کمک کنه
اگه سوالی داشتی یا می خواستی اطلاعاتی راجع به ترک به دست بیاری به وب من هم یه سری بزن می تونه کمکت کنه
خلاصه ارزو می کنم شما هم مثل امید جان بیای بگی 60 رزوه شدی
دوست دارم رها


همراز:

اول سلام میکنم به آقا محمد که وارد عرصه جدید زندگیشون شدن
آرزو میکنم در این مسیر همواره پرامید بوده و با تلاش و توکل موفق باشید
مطمئنا خواستن توانستن است
برای شما همسفر راه خوبی آرزوی سربلندی و پیروزی دارم
شاد باشید


سینا:

تبریییییییییییییییییییییییییییک به آقا محمد


رها شده:

محمد جان به جمع ما خوش آمدي .اميدوارم خيلي زود به هدفت كه رهايي از بند نفس و شهوت باشه برسي.همه بچه ها همراه تو خواهند بود. به اميد پيروزي

خوش امد گویی به آقا محمد عزیز

یک مشتاق پروازی دیگر...

جای بس خوشحالیه که هر روز وبلاگی به وبلاگای ترک اضافه میشه و یک شخص تصمیم میگیره زندگی بدون زندان استمنا رو تجربه بکنه.

زندگی که اول باید لیاقت اون زندگی تو انسان به وجود بیاد.

خدمت همسفر جدید و تازه نفسمون آقا محمد  خیر مقدم میگم و بدونن که بهترین تصمیم زندگی خودشونو گرفتن. تصمیمی که هم دنیا و هم اخرت خودشونو با این تصمیم عوض میکنن.

آقا محمد عزیز آرزوی بهترن و خجسته ترین و پاک ترن روزها رو براتون در این جمع مبارک دارم. اینجا همه مشتاق پروازن مشتاق رهایی از زندان. مشتاق زندگی بدون استمنا. بعضی ها اوج گرفتن و بعضی ها در تلاش برای اوج ...

و امیدوارم چندی دیگر شاهد اوج گرفتن شما در این محفل مبارک باشیم.

محمد جان این حرف وتجربه رو از من یادتون باشه :

سرانجام ماندن در میدان پیروزیست

http://www.rahaiazband.blogfa.com/

 

این شعر زیبا رو تقدیم میکنم به حضور مبارک آقا محمد عزیزم:

بازکن بال و پرت را ای پرنده
ترس پرواز تو را می فهمم
راز چشمان پریشان تو را می دانم
جرأتی داشته باش، تا افق راهی نیست
تپش قلب تو را می شنوم
شعر پرواز تو را می خوانم
باز کن بال و پرت را و به فردا بنگر
من از امروز رهایی تو را میبینم
 

امید:

 پیام به همه ی دوستای خوبم:

بیایید با هم شیطان و خود ارضایی رو که دست به دست هم داده اند تا ما رو نابود کنند رو برای همیشه ناکدان(ضربه فنی)کنیم
تا دیگه جرات نداشته باشن بیان سراغ ما
بیاید این شیطان رو که در روز اول به ما سجده نکرد رو به سجده بیاریم
پوزشو به خاک بمالیم و نشون بدیم که کی قوی تره
اره بچه ها ما اگه بخواهیم میتونیم
حالشو بگیریم
ضجشو به آسمون ببریم
فقط باید یه کم اراده داشته باشیم و تلاش کنیم
و بقیه کارا رو به مهربانترین مهربانان یعنی خدا بسباریم
من الان 63 روزه که دارم پاک زندگی می کنم و از زندگیم لذت میبرم
چرا شما مثل من آزاد نباشید
همتون رو دوست دارم و واسه موفقیتتون دعا میکنم
از دوستای عزیزم:
رها سامان  الناز BEST WISH-YASI GIRL همراز تارک 
تشکر می کنم و بهشون می گم که خیلی دوسشون دارم

السلام علیک یا ابا صالح المهدی(عج)

 

تبریک به امید

از طرف : امید جان           ://http//www.jupiter323.blogfa.com    

سلام خوبی؟
یه خبر خوش
امروز روز 60 ترک منه
یعنی 2 ماه که دارم پاک زندگی مکنم نمی دونی چقدر خوشحالم
.

 

امید جان صمیمانه بهت تبریک میگم. خیلی خوشحالم که داری زندگی خوش بدون اون عادت رو لمس میکنی.تو لیاقتش رو داشتی امید جان.

طعم خوش زندگی گوارای وجودت. 

 

نقطه پایان تصمیم های بدتر

 

نقطه آغاز  تصمیم های بهتر است.

 

برگشت مبارز

برگشتی برای بودن... با مرغان اساطیر

برگشت دوباره neo یکی ازخبرای خوشحال کننده ماه های اخیر بودبرای من.

وااااااااقعا خوشحالم که مرد میدان هستی. در هرصورت نباید میدان رو خالی کرد.

خوشحالم که با نگرشی متفاوت تصمیم به شروعی متفاوت گرفتی.

شروعی برای پایان دادن به حسرت ها.

http://www.morghane-asatir.blogfa.com/

 

 این دسته گل با شعری زیبا تقدیم به حضور دوباره دوست عزیزم. نئو

زندگي آرام است مثل آرامش يك خواب بلند

زندگي شيرين است مثل شيريني يك روزقشنگ

زندگي رويايي است مثل روياي يكي كودك ناز

زندگي زيبا است مثل زيبايي يك غنچه ي باز

زندگي تك تك اين ساعت هاست...زندگي چرخش اين عقربه هاست

زندگي راز دل مادر ماست ..زندگي گرمي دست پدر است..زندگي مثل زمان در گذر است..

از طرف امید جان

از طرف آقا امید به همه مسافران پاکی و  کسانی که به اشتیاق

پرواز و رهایی از باتلاق استمنا قدم در این مسیر گذاشته اند:

یک سلام گرم خدمت مدیر بهترین وبلاگ دنیا
واقعا دمت گرم
اینجا واقعا به من آرامش میده
داداشی همون جور که به تو و خودم قول داده بودم از 3 اردیبهشت(یه روز مقدس)
تا الان که 26 خرداد هستش به یاری حق توی ترکم
الان 54 روزه که از اون مرداب کثیف بیرون اومدم و دارم توی اوج آسمان ها پرواز می کنم.من هر روز دارم قوی تر می شم و بیشتر اوج میگیرم
گاهی اوقات که یاد اون مردابی مییفتم که سال ها توی اون زندگی می کردم و فکر میکردم دنیا فقط همین جاست از حماقت خودم خندم می گیره
اره من می خندمو رفیق قدیمیم(شیطون رو میگم)از دستم خون گریه میکنه
اخه این روزا دیگه نمیتونه با هزار تا حیله و فریبم که شده منو از این راهی که دارم میرم بکشه بیرون.بخاطر همینم گاهی اوقات نالشو میشنوم که تا آخر اسمون هفتم میره
من دیگه آزادم و دیگه دست و پام توی زنجیر اسارت شهوت نیست
یه چند هفته هستش که دارم از زندگیم لذت میبرم.....
من دوست دارم همه ی جوان های ایرانی هم همین احساس رو داشته باشن
و به همین خاطر تمام شبانه روز رو دارم واسه همه ی هموطن های عزیزم در سرتاسر ایران زمین دعا میکنم تا توی این راهی که انتخاب کردن موفق باشن و بفهمن که واسه چی دارن زندگی میکنن
من این شعر رو خیلی دوست دارم شاید به درد شما هم بخوره

مکن کاری که بر پا سنگت آیو جهان با این فراخی تنگت آیو
چو فردا نامه خوانان نامه خواند تو را از نامه خواندن ننگت آیو
بابا طاهر.

 http://www.jupiter323.blogfa.com/

پی نوشت مسول وبلاگ:

سلام امید جان.

قبل از هر چیز از لطفی که به من داری سپاسگذارم. و خوشحالم که شیطون رو ضربه فنی کردی.

با تمام وجودم خوشحالی همراه با شکر گذاری خودم رو به خاطر رهایی شما از این مرداب ابراز می کنم.صمیمانه و از ته قلبم براتون خوشحالم.خوشحالم که دارین مزه زندگی بدون زندان استمنا رو تجربه می کنین.زندگی که هر کس اشتیاق سوزان و باور قوی نسبت به اراده خودش داشته باشه به لیاقت رسیدنش دست پیدا می کنه. از این حس خوبی که اول نسبت به خودت بعد نسبت به زندگی داری وااااقعا خوشحالم.با رهایی از این باتلاق مفهوم خیلی چیزا تغییر میکنه. و می دونم که داری لذت این تغییر رو حس میکنی.مفهوم نفس کشیدن زنده بودن و زندگی کردن و...

امید جان راهی که ما قدم تو اون گذاشتیم راه پر پیچ و خمی هستش.سر هر پیچی دره ای وجود داره و ته هر دره شیطان.اگه خوب و ماهرانه نپیچیم و خدایی نکرده به طرف دره سوق پیدا کنیم بیرون اومدن از اون دره تلاش مضاعفی رو می طلبه. و خوشا به سعادت شما که تا الان خییییلی ماهرانه پیچیدی.

امید جان امیدوارم به کمک همدیگه بتونیم دست کسانی که دستی از باتلاق استمنا بیرون آورده اندرا هم بگیریم تا انها نیز مفهوم متفاوت نفس کشیدن و زندگی روتجربه کنن.

فوری

فوری.........

 

با سلام وادب خدمت دوست عزیزم شبگرد تنها

ممنونم که این وبلاگ رو برا نظر دادن انتخاب کردی.من

اختصاصی در خدمتت هستم با مرام. فقط یه آدرسی از

خودت بزار .ایمیل یا آی دی.

من منتظرتون هستم.

مطمئنم اگه با هم باشیم خیلی زودتر میتونیم از این

دنیای تاریک به دنیای پر از نور ترک قدم بزاریم.

منتظرتم

 

بیاییم حسرت های گذشته را به هدف  

هایی تبدیل کنیم و برای رسیدن به آن

تلاش کنیم

 

"... و تو نیز می توانی ایمان آوری که رنج تفاوتی است بین آنچه هست
و آنچه تو می خواهی باشد.

وقتی شرمسار گذشتۀ ناقص خویشی
یا وقتی نگران آیندۀ نامعلوم خودی،
بدان که در زمان «حال» زندگی نمی کنی.
آن وقت رنج را تجربه می کنی؛
خود را بیمار می کنی و ناشادمان هستی.
بدان؛ گذشتۀ تو زمانی «حال» بوده و آینده ات زمانی «حال» خواهد بود؛
پس زمان «حال» تنها واقعیتی است که می توانی تجربه کنی."

 


معرفی یک وبلاگ

سلام به همه دوستان و مبارزان عزیزم

دوستان اینو هرگز یادتون نره ......... سرانجام ماندن در میدان پیروزی است.

 

امروز می خوام وبلاگ دوستی رو معرفی کنم که رفتار ایشون منشا اثری بود در زندگی من. و ایشون چراغی رو به دست من داد تا در ادامه این راه پر پیچ و خم مسیر رو اشتباهی نرم.

از همین جا ازشون صمیمانه سپاسگذاری میکنم.

http://www.kimiya1090.blogfa.com/